تبلیغات
عاشقان شهدا - خاطره ای از شهید محمد ابراهیم همت
شهدا شرمنده ایم

روز دهم عملیات خیبر، به دستور فرماندهی قرارگاه فتح، عملیات در محور طلائیه-کوشک متوقف شد و نیروهایی که از لشکر محمّد رسول الله(ص) در آن منطقه حضور داشتند، برای بازسازی و رفع خستگی عازم دوکوهه شدند. حاج همت هم همچنان مشغول رتق فتق امور بود و در منطقه علمیاتی ماند.

در حالی که حاج همّت در حال بررسی اوضاع نیروها و محورهای عملیاتی بود، خبر آوردند که او باید هر چه سریعتر خودش را به دو کوهه برساند.

بعد از ظهر روز چهاردهم اسفند(14/12/62) بود که او جزیره را ترک کرد و وارد پادگان دوکوهه شد. اکبر زجاجی[که همین روز، روز شهادتش بود]، به پیشواز رفت و گفت: «حاجی به دادمون برس، نیروها خسته شدن و بریدن. از طرفی چون مأموریتشون تموم شده میخوان برگردن شهرهاشون.» حاج همت که فکرش متمرکز عملیات بود، با شنیدن این خبر کمی به هم ریخت. اگر نیروها به شهرهایشان باز می گشتند، جان آن دسته از نیروهایی که در منطقه باقی مانده بودند به خطر می افتاد و عملاً لشکر هیچ عقبه ای نداشت.

او نیروها را در میدان صبحگاه دوکوهه جمع کرد و در فاصله بین نماز مغرب و عشاء سخنرانی آتشینی خطاب به آنان که قصد ترک منطقه را داشتند، کرد. او گفت:

«ما هر چه داریم از شهدا داریم و انقلاب خونبار ما، حاصل خون این عزیزان است. در هیچ کجای تاریخ و مقرّرات جنگ و تاکتیک جنگ، هیچ کس یا گروهی نتوانسته بگوید این عملیات پیروز است یا نه. حتی پیامبر(ص) هم در جنگ نگفته پیروز است یا نه. تنها چیزی که مهمه حرکت در راه خداست. خداوند شکست می دهد، پیروزی هم می دهد. ما باید به او اتکاء داشته باشیم. اعضای بدن ما ضعیف است، عملیات به دست دیگری است، دست ما نیست که سخت باشد یا آسان. دیدگاههای ما مادّی است، امّا زیربنای جنگمان معنویت است. ما این جنگ را با خون خود پیش می بریم...»

بعد از این سخنرانی که در واقع آخرین سخنرانی حاج همّت قبل از شهادتش بود، تمامی کسانی که قصد بازگشت داشتند، با چشمانی نمناک و عظمی راسخ، آمادگی خویش را برای حضور در صحنه نبرد، به فرماندهان خویش اعلام کردند.



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 اسفند 1394 توسط مهسا علیخانی